Tuesday , 21 November 2017 / سه شنبه , ۳۰ آبان ۱۳۹۶
آخرین اخبار

بهائیان از عمد جای مذهب و همچنین دین را در پرسش نامه کنکور خالی می گذارند

بهائیان از عمد جای مذهب و همچنین دین را در پرسش نامه کنکور خالی می گذارند

n00492667 b بهائیان از عمد جای مذهب و همچنین دین را در پرسش نامه کنکور خالی می گذارند

تیم سیاست جهان نیوز ـ  استاد عبدالله شهبازي مورخ و همچنین پژوهشگر ايراني می باشد که سال شمسی‌هاست در عرصه تاريخ سياسي و همچنین تحليلي فعاليت‎‎هاي مهمي دارد. تاليفات متعددي از او طي سال شمسی‎‎هاي پژوهش ايشان به چاپ رسيده که بسياري از آنان تلاش‎‎هاي گران‌سنگي در حوزه شناسايي کارتل‎‎هاي اقتصادي و همچنین سياسي مخفي در عرصه بين‌المللي بوده می باشد. يکي از مهم‎ترين اين منشورات، کتاب «زرسالاران يهودي و همچنین پارسي، استعمار بريتانيا و همچنین ايران» می باشد که در پنج مجلد به چاپ رسيده و همچنین البته دو جلد از آن هم هنوز اجازه نشر نيافته می باشد.

به بهانه ديدار اخير فائزه هاشمي و همچنین فريبا کمال‌آبادي و همچنین طرح مباحث انتقادي بهائيت، به گفت‎وگو با او  در مورد ريشه‎‎هاي اين جريان و همچنین سمت و همچنین سوي فعاليت آنان در ايران پرداخته‌ايم. آنچه پيش روي شماست ماحصل اين گفت‎وگوست.

اخيرا در تبليغاتي که از سوي کانون‎‎هاي نزديک به جريان بهائيت صورت داده مي‎می شود، شاهد برجسته‎سازي موضوع حقوق شهروندي هستيم. ادعاي اشخاص منتسب به اين کانون‎ها، ناديده گرفته شدن حقوق بهائيان از سوي نظام جمهوري اسلامي می باشد. اين در حالي می باشد که فعاليت‎‎هاي پنهان اين جريان از نظر‎ها دور مانده می باشد. تو اين پیشامد جدید را چگونه و چطوری ارزيابي مي‎کنيد؟

در بحث اخير، پیشامد جدید بهائيت را صرفا از منظر حق شهروندي بهائيان مطرح کردم زيرا بحث بهائيت ناگهان با حجم تبليغات داخلي و همچنین خارجي سنگين، به‌نحوي که کاملا نهاد‎يافته مي‎نمايد، از اين منظر مطرح شد. وقتي بحث حقوق شهروندي بهائيان ايران به‎عنوان اتباع ايران مطرح مي‎می شود، وارد شدن به مباحث ديني و همچنین تاريخي، منحرف کردن بحث و همچنین نادرست می باشد زیرا و به درستی که مورد مضر و همچنین بد بهره بری و استفاده قرار مي‎گيرد. بايد موضوع به‎روش تخصصي و همچنین از آن هم زاويه مطرح می شود.

پیشامد جدید اين می باشد که آيا بهائيان ايراني به‎عنوان کساني که در ايران زندگي مي‎کنند و همچنین تبعه جمهوري اسلامي ايران خواهند بود، از حقوق شهروندي در چهارچوب قانون اساسي برخوردارند يا زیرا و به درستی که به فرقه‎اي خاص تعلق دارند که به رسميت شناخته نمي‎می شود اين حقوق از آنان سلب مي‎می شود؟ به‌عبارت ديگر آيا معضل بهائيت در ايران به‌دليل دگرانديشي و همچنین تعلقات ديني مغاير با عقايد اکثريت شهروندان و مردم شهر و همچنین دين اسلام و همچنین مذهب تشيع می باشد يا چيز ديگري می باشد؟

طبق اصول بديهي انساني و همچنین حقوق بين‎الملل، همه شهروندان تابع يک حکومت بايد از حقوق شهروندي آن هم حکومت در چهارچوب قانون برخوردار باشند.

تصور مي‎کنم علی رغم تبليغات سنگيني که اخيرا به آخر رسيده، بهائيان به‎عنوان شهروندان ايران از اين حقوق برخوردارند و همچنین به زندگي و همچنین کسب‎وکار  خود اشتغال دارند و همچنین کسي مزاحم آنان نيست. صرف نظر از برخي حقوق صنفي مانند داشتن قبرستان و همچنین دفن مردگان طبق شعائر خويش، تصور نمي‎کنم به‌دليل بهائي بودن حقوق بهائيان نقض می شود. يعني در صورتی که دزدي منزل و خانه يک بهائي را مورد دستبرد قرار داد يا به زني بهائي تجاوز شد، قانون از حق وي به‎عنوان کسی که عضو شهر است دفاع مي‌کند.

مواردي که به‎عنوان نقض حق شهروندي بهائيان عنوان مي‎می شود، به حق شهروندي فردي مرتبط نيست بلکه ناشي از تلاش بخشي از بهائيان می باشد که به‌دنبال تثبيت فرقه خود به‎عنوان نهادي قانوني و همچنین رسمي خواهند بود. يعني تلاشي می باشد سياسي طبق دستور بيت‎العدل، نهاد مرکزي بهائيان مستقر در حيفا، تا حضور و همچنین فعاليت علني اين فرقه را به جمهوري اسلامي تحميل کنند. بايد تاکيد کنم که اين تکاپو از جانب همه بهائيان نيست و همچنین ما با پديده‎اي به نام «بهائيت مخفي» نيز سر و همچنین کار داريم. يعني بهائياني که در ظاهر خود را مسلمان معرفي مي‎کنند. اين سياست بيت‎العدل، که آن هم را «دوران انکشاف» ناميده، جديد می باشد. يعني در دوران قاجاريه و همچنین پهلوي، دستور اکيد بيت‎العدل پنهان‌کاري و همچنین عدم معرفي اعضا به‎عنوان بهائي در ايران بود، به‌رغم اقتداري که در ساختار سياسي و همچنین اقتصادي ايران داشتند. روشن می باشد که اين پديده به پیشامد جدید حق شهروندي بهائيان به‎عنوان فرد مرتبط نيست بلکه فعاليتي سياسي می باشد براي قانوني کردن يک فرقه و همچنین تحميل آن هم بر يک حکومت از طريق جنجال‎‎هاي سياسي و همچنین حقوق بشري، به‌رغم قوانين آن هم کشور. در واقع حق شهروندي بهائيان دستاويزي می باشد براي اين مبارزه سياسي عليه جمهوري اسلامي ايران با اهداف معين که مهم‎ترين آن هم، پيوند نزديک سران فرقه بهائي با کانون‎‎هايي سياسي معين در غرب و همچنین منافع مشترک آنان در بحران کنوني خاورميانه می باشد. فرقه بهائي به‎عنوان شاخه ايراني لابي نئوکان در آمريکا عمل مي‎کند. طبيعي می باشد مقابله‎اي که با اين فعاليت تشکيلاتي سياسي مي‎می شود، ربطي به حق شهروندي بهائيان ندارد. مانور تبليغاتي اخير روي دستگيري مرکزيت تشکيلات بهائي ايران به نام «ياران ايران»‎ در ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ (۱۴ مي ۲۰۰۸) که امسال هشتمين سالگرد آن هم می باشد، با پيام ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ بيت‎العدل حيفا به شکلي کاملا نهاد‎يافته آغاز شد.

بهائيان در سال شمسی‎‎هاي اخير وارد فاز علني‎سازي هويت خود شده‎اند. اين درست مغاير استراتژي آنان در دوران پيش از انقلاب بوده می باشد. در ساليان اخير ديده شده که حتي داوطلبان آزمون سراسري از پاسخ دادن به سوالات مرتبط به دين و همچنین مذهب در پرسشنامه‎ها امتناع ورزيده‎اند و همچنین به اين بهانه از شرکت در آزمون بازمانده‎اند. بعد از آن هم نيز با نشر تصاوير اين پرسشنامه‎ها مانور رسانه‎اي وسيعي به‎نفع جريان بهائيت و همچنین احقاق حقوق شهروندي‎شان ترتيب داده‎اند.

مواردي که به‎عنوان نقض حقوق شهروندي بهائيان مطرح مي‎می شود، مانند ممانعت از تحصيل يا بازداشت تیم‎‎هاي تبليغي بهائيان، مرتبط می باشد با اين تهاجم سياسي نهاد‎يافته فرقه بهائي. براي مثال زیرا و به درستی که در قانون اساسي ايران بهائيت به‎عنوان «دين» به رسميت شناخته نمي‎می شود و همچنین در دوران پهلوي نيز به‌رغم اقتدار فراوان فرقه بهائي در ايران به رسميت شناخته نمي‎شد، طبيعي می باشد که بايد مانند قبل و همچنین طبق آن هم سياست بيت‎العدل عمل کنند. زماني که فرد بهائي اصرار دارد در فرم‎‎هاي مربوطه خود را به‎عنوان بهائي معرفي کند، ما با پديده‎اي سياسي مواجهيم؛ يعني آن هم تحرک تشکيلاتي براي تحميل يک نهاد غيرقانوني که طبعا با مقابله مواجه مي‎می شود.

اين امر نقض حقوق شهروندي فرد فوق نيست بلکه پيامد کنش سياسي می باشد که طبعا فرد بهائي پيامد آن هم را مي‎داند و همچنین داوطلبانه اين کار را مي‎کند. فرقه بهائي تلاش مي‎کند اين موارد را براي تشکيل پرونده‎‎هاي نقض حقوق بشر عليه ايران به‌شکل مستند گردآوري کند و همچنین با ارائه مدارک مربوطه به برخي سفارتخانه‎‎هاي خارجي از امکانات تحصيلي در خارج از ايران برخوردار مي‎می شود که ساير جوانان ايراني از آن هم برخوردار نيستند.

بنابراين بايد پیشامد جدید حقوق شهروندي بهائيان به‎عنوان فرد را به‎کلي از پیشامد جدید تلاش سياسي يک تشکيلات (بيت‎العدل) براي تحميل خود به‎عنوان نهاد رسمي در ايران تفکيک کرد.

البته به‎نظر من بايد در فرم‎‎هاي تحصيلي همچنین و علاوه بر اديان به رسميت شناخته شده در قانون اساسي، گزينه‎ «ساير» نيز وجود داشته باشد. اين امر مي‎تواند بدون اينکه فرقه بهائي به رسميت شناخته می شود، اين دستاويز را از بهائيان بگيرد. مضاف بر اينکه ما در ايران اقليت‎‎هايي داريم مانند صبي‎‎ها (صابئين يا مندايي‎ها)‎، که خود را پيرو يحيي تعميددهنده مي‎دانند و همچنین همگي موحد و همچنین از اديان ابراهيمي خواهند بود ولي نام آنان در قانون اساسي ذکر نشده می باشد. بحث حقوق مندايي‎‎ها در خبرگان قانون اساسي مطرح شد ولي درج نامشان به تصويب نرسيد و همچنین حتي آقاي ناصر مکارم شيرازي در آن هم جلسه خبرگان قانون اساسي مطرح کردند که صابئين خود را ذيل يهوديت معرفي کنند که درست نيست. گزينه «ساير» مي‎تواند معضلاتي از اين دست را برطرف کند و همچنین راه را بر مضر و همچنین بد بهره بری و استفاده‎‎هاي سياسي ببندد.

در مباحث و مطالب نشر یافته شده شده اخير از سوي تو شاهد هستيم که بهائيت را بيشتر به‎عنوان يک کالت مورد بررسي قرار داده‌ايد تا به‎عنوان يک دين. گزينه سومي که در تعريف بهائيت مي‌قدرت به آن هم اشاره کرد، بهائيت به‎مثابه يک کارتل اقتصادي بين‌المللي می باشد. ارتباط اين سه گزاره در نسبت با حقوق شهروندي چيست؟ آيا بهائيت به‎مثابه کالت، کارتل اقتصادي يا سياسي، مي‎تواند براي خود آن هم حقوق شهروندي را که يک جامعه ديني براي خود دارد مدعي می شود؟!

نقطه مهم در پیشامد جدید حق شهروندي بهائيان به‎عنوان نهاد، نه فرد که تعارض آن هم با حق حاکميت ملي می باشد. تکرار مي‎کنم که بهائيت «کالت» می باشد. عنوان کالت را به کار مي‎برم زیرا و به درستی که از نظر سياسي و همچنین حقوقي در جهان واژه جاافتاده و همچنین روشني می باشد. کالت به فرقه‎اي اطلاق مي‎می شود با دعاوي ديني يا شبه‎ديني، مانند فرقه جديد «ساينتولوژي» که خاستگاه آن هم آمريکاست و همچنین داراي تشکيلات متمرکز در حول مرکزيت می باشد. در غرب به کالت‎‎ها با مضر و همچنین بد ظن نگريسته مي‎می شود. در برخي کشور‎ها مانند آلمان فعاليت آن هم‎‎ها به‎شدت محدود می باشد و همچنین در کشور‎هايي زیرا و به درستی که آمريکا تحت نظارت شديد امنيتي خواهند بود به‌دليل مخاطراتي که مي‎توانند در پي شست‌وشوي مغزي اعضا و همچنین تبعيت اکيد آنان از کالت و همچنین رهبري آن هم، ايجاد کنند. کالت‌هامي‌توانند به‌سرعت به مافيا‎هاي قدرتمند سياسي و همچنین مالي يا حتي تروريستي، مانند فرقه ژاپني «الف» (آوم شينريکيو)، بدل شوند.

تمامي مختصاتي که براي کالت ذکر مي‎می شود به روشن‎ترين شکل بر فرقه بهائي انطباق دارد: عضويت در نهاد و همچنین تبعيت اکيد از رهبر فرقه، به‌نحوي که فرد نمي‎تواند بدون عضويت در فرقه به‎عنوان بهائي شناخته می شود يا در صورتی که فرامين رهبر فرقه (بيت‎العدل) را اطاعت نکند، طرد مي‎می شود و همچنین با بايکوت کردنش، حتي در ميان اعضاي خانواده‎اش در وضعي مخاطره‎آميز قرار مي‎گيرد. به‌عبارت ديگر بهائيت مختصات کالت را داراست نه دين. وجه تمايز اصلي کالت و همچنین دين، تشکيلاتي بودن کالت و همچنین باز بودن دين می باشد؛ يعني دين صرفا اعتقادي می باشد ولي کالت، صرف نظر از دعاوي ديني، کاملا تشکيلاتي و همچنین تابع رهبري متمرکز.

در مورد ساينتولوژي اين خطر براي محاکم آلمان يا بريتانيا و همچنین اف‌.بي‌.آي آمريکا شناخته شده می باشد زیرا و به درستی که تاريخچه و همچنین عملکرد کالت فوق را مي‎شناسند. خاستگاه فرقه بهائيت ايران می باشد و همچنین اين مخاطرات را ما در تاريخ ايران مي‎شناسيم و همچنین طبعا آن هم بدبيني را به نهاد بهائيت داريم.

بهائيت کالتي می باشد که ادعاي جهاني بودن و همچنین جهان‎گستري دارد. فرقه بهائي رسما خود را «جامعه جهاني بهائيان» مي‎خواند يعني سازماني فراملي می باشد که مرکزيت آن هم بيت‎العدل حيفاست و همچنین همه اعضاي آن هم بايد تابع مرکزيت حيفا باشند.

در اينجا فعاليت فرقه بهائي با حق حاکميت ملي در ايران تعارض پيدا مي‎کند. به‌عبارت ديگر ما با سازماني مواجهيم که تابع قوانين ايران نيست و همچنین قوانين و همچنین مقررات خود را فراتر از قوانين ملي اين و همچنین آن هم حکومت مي‎داند و همچنین اعضاي آن هم در ايران مي‎خواهند کسی که عضو شهر است ايران نيز باشند. اين پديده را مي‎قدرت «حکومت در حکومت» ناميد که تناقض تبعيت دوگانه فرد از دو ساختار سياسي را پديد مي‎آورد: تبعيت از ساختار سياسي فراملي مستقر در حيفا و همچنین تبعيت از ساختار سياسي ملي در ايران. به اين کاري ندارم که حيفا در اسرائيل می باشد و همچنین سياست حکومت اسرائيل و همچنین نيز بيت‎العدل حيفا عليه ايران به‎شدت خصمانه بوده می باشد. مرکزيت اين فرقه در خارج از مرز‎هاي ايران می باشد و همچنین همين کفايت مي‎کند.

آيا از نظر تو اين دوگانگي و همچنین مرکزيت داشتن اين فرقه در شهرستان حيفاي اسرائيل بر شدت تقابل مي‎افزايد؟! آيا بهائياني را که با بيت‌العدل مستقر در اسرائيل مرتبط خواهند بود مي‎قدرت جدا از اين سيستم نگريست؟!

شايد تشبيه بهائيت به يهوديت درست نباشد زيرا بهائيت فرقه‎اي می باشد جديد و همچنین نسبت به يهوديت گمنام‌تر و همچنین کم‎اهميت‌تر می باشد ولي يهوديت کهن‎ترين دين ابراهيمي می باشد با تاثيرات پهناور و بزرگ تاريخي.

يهوديان در طول تاريخ طبق سنن سياسي و همچنین ديني خود، از ساختار‎هاي سياسي‌شان تبعيت مي‎کردند که جنبه فراملي و همچنین جهاني داشت. با تشکيل حکومت ـ ملت‎‎هاي مدرن در اروپا از قسمتهای آخر سده هجدهم ميلادي، معضل تابعيت دوگانه يهوديان به پیشامد جدید‌اي جدي بدل شد و همچنین به انشقاق در ميان يهوديان انجاميد. گروهي از يهوديان که جنبش «هاسکالا» يا «روشنگري يهودي» را شکل دادند و همچنین موسس مندلسون، فيلسوف يهودي آلماني، نظريه‎پرداز موثر آن هم بود، پیشامد جدید شهروندي دوگانه و همچنین لزوم تبعيت از حکومت ملي را مطرح کردند. ماسکيلي‎‎ها (ماسکيليم)، يعني پيروان جنبش هاسکالا، يهوديت را صرفا به‎عنوان «دين» اعلام کردند نه «ساختار سياسي» و همچنین اين شعار را مطرح کردند که «در خيابان انسان باشد و همچنین در منزل و خانه يهودي». چهره‎‎هاي برجسته و همچنین متفکري در جنبش هاسکالا حضور داشتند مانند لئوپولد زونز، که به پدر پژوهش‎‎هاي نوين يهودي معروف می باشد، ‎همين روش آبراهام گيگر، بررسی کننده و پروهشگر نامدار يهودي، و همچنین خاندان‎‎هاي ثروتمند يهودي مثل آن هم مندلسون در آلمان يا پرر و همچنین فولد در فرانسه. جنبش هاسکالا با مقابله شديد اکثريت يهوديان يعني يهوديان متشرع، مواجه شد که تبعيت از ساختار سياسي يهوديت را فراتر از تبعيت از قوانين ملي مي‎دانستند. اين مخالفت به تحريم ماسکيلي‎‎ها انجاميد تا سرانجام ناپلئون اين معضل را حل کرد. او براي بررسي نسبت قوانين ملي فرانسه با قوانين يهود و همچنین معضل تبعيت دوگانه يهوديان از دو ساختار سياسي (حکومت فرانسه و همچنین نهاد‎هاي سياسي يهودي)، خواستار تشکيل جلسه سِنهِدرين (شوراي عالي يهوديان که عالي‎ترين نهاد ديني و همچنین قانوني يهوديان جهان می باشد) شد. اجلاس سِنهِدرين در فوريه و همچنین مارس ۱۸۰۷ در پاريس با شرکت ۷۱ عضو آن هم تشکيل شد و همچنین اين مصوبه را اعلام کرد: «يهوديان هر کشور بايد با شهروندان [آن هم کشور] به‎عنوان برادران خود و همچنین براساس قوانين عام اخلاقي سلوک کنند و همچنین يهودياني که کسی که عضو شهر است يک کشور مي‎شوند بايد آن هم کشور را ميهن خود [سرزمين پدري خود] بدانند».

چنان که مي‎بينيم، در اروپا معضل تعارض تابعيت از ساختار‎هاي سياسي ديني فراملي با تابعيت از حکومت ملي در اوايل سده نوزدهم ميلادي حل شده ولي بهائيان امروزه، در سده بيست و همچنین يکم، آن هم را مطرح مي‎کنند و همچنین مي‎خواهند از طريق جنجال «حق شهروندي بهائيان» و همچنین تحريک مجامعي زیرا و به درستی که نهاد ملل يا حکومت‎‎هاي پهناور و بزرگ غربي عليه ايران، آن هم را بر جمهوري اسلامي ايران تحميل کنند.

آن هم‎روش که عرض کردم حقوق شهروندي بهائيان در ايران به‎عنوان فرد نقض نمي‎می شود بلکه معضلي که مورد مضر و همچنین بد بهره بری و استفاده بيت‎العدل و همچنین کانون‎‎هاي شريک آن هم قرار مي‎گيرد، وجه صنفي بهائيت می باشد. تصور مي‎کنم در صورتی که بهائيان ايران از رويه کليميان ايران تبعيت کنند ـ که خود را ناوابسته به حکومت اسرائيل و همچنین ايراني مي‎دانند ـ، مي‎توانند براي معظلات و مسائل و مشکلات خود راه ‎حلي داشته باشند. (قانون اساسي ايران «کليميان» را به‎عنوان اقليت ديني مي‎شناسد نه «يهوديان» را. اين دو مفهوم متغایر و متفاوت می باشد و همچنین بايد در تعاريف سياسي و همچنین حقوقي به اين تفاوت توجه کرد.)

بهائيان ايراني بايد به سبک يهوديان اوايل سده نوزدهم ميلادي عمل کنند و همچنین خود را قبل از هر چيز ايراني بدانند و همچنین حاضر شوند سازماني ملي و همچنین کاملا مستقل و همچنین ناوابسته به حيفا را در ايران به‎صورت NGO ـ و همچنین طبق قوانين ايران ـ براي تمشيت مسائل صنفي خود ثبت کنند. توجه کنيم که «نهاد جهاني بهائيان» در سال شمسی ۱۹۴۸ به‎عنوان NGO ثبت شده می باشد نه يک دين. اين نهاد به عضويت قسمت و بخش NGO‎‎هاي نهاد ملل درآمده و همچنین يکي از ده‎‎ها NGO می باشد که در قسمت و بخش نهاد‎‎هاي غيردولتي نهاد ملل حضور دارد. در اين مورد فرقه بهائيت اصراري نداشت که به‎عنوان دين شناخته می شود و همچنین در بسياري از کشورها مثل آن هم آلمان نيز براساس قوانين به‎عنوان NGO حضور دارد. عنوان «ديانت بهائي» نيز به‎ عنوان «آيين بهائي» تقليل يافته می باشد.

با اين حساب بهائيت را مي‎قدرت يک کالت يا فرقه نوظهور به حساب آورد؟!

بحث بهائيت را از منظر‎هاي متنوع و گوناگون و مختلف مي‎قدرت دنبال کرد. در قبل در مورد تاريخ بهائيت کار تحقيقي مفصلي کرده‎ام و همچنین نشان داده‎ام که بهائيت در تاريخ معاصر ايران، به‌دليل رويکرد فعالان ديني عليه بهائيت، به‎ويژه انجمن حجتيه و همچنین اقداماتش در نقد و همچنین رد دعاوي مهدويت و همچنین پيامبري باب و همچنین بهاء و همچنین پيروان ايشان، جرياني شناخته نشده می باشد. اين رويکرد شايد براي مقابله با تبليغات ديني بهائيان مفيد بوده باشد ولي سبب شده که بهائيت از منظر سياسي ناشناخته بماند و همچنین تبديل می شود به يک گفتمان ديني صِرف که برخي پيامد‎ها داشته می باشد. يک پيامد، واکسينه شدن جامعه ايران در قبال کارکرد‎هاي فرقه بهائي به‎عنوان سازماني سياسي و همچنین لابي مافيايي مالي می باشد که به غفلت در شناخت اين پديده بعد از انقلاب انجاميد که براي جامعه ايران مخاطرات جدي داشته می باشد. پيامد ديگر، ايجاد دستاويز براي بهائيان می باشد که احساسات ضد‎بهائي در ايران را به عقايد ديني مرتبط کنند و همچنین خود را «دگرانديشان ديني» معرفي کنند که در ميان اکثريت مسلمانان مظلوم واقع شده‌اند و همچنین صرفا به‎خاطر عقايدشان تحت ستم و همچنین فشار قرار گرفته‎اند.

به‌دليل غلبه اين نوع نگاه، بهائيت به‎عنوان يک جريان تاثيرگذار در تاريخ معاصر ايران ناشناخته مانده می باشد. بهائيت را بايد متشکل‎ترين گروه و حزب يا فرقه سياسي در ايران دانست که داراي نهاد مخفي و همچنین کارکرد‎هاي متنوع سياسي و همچنین مالي بوده می باشد؛ يعني تشکيلاتي به‎روش عمده پنهان که به‎عنوان لابي اقتدار و قدرت و همچنین ثروت عمل کرده و همچنین در صورتی که مبدا آن هم را دعوي پيامبري (من‎يُظهره‎اللهي) بهاء در سال شمسی ۱۸۶۳ ميلادي بدانيم و همچنین پيشينه بابي‎گري را محاسبه نکنيم، ۱۵۳ سال شمسی قدمت دارد.

ارتباط اين تشکيلات سياسي، اقتصادي و همچنین البته اعتقادي که عنوان بهائيت را بر خود نهاده‌ می باشد با اقتدار و قدرت‎‎هاي پهناور و بزرگ در عرصه بين‌الملل چگونه مي‌بينيد؟ به‎صورت واضح‎تر اشاره‌ام به بريتانيا، رژيم صهيونيستي و همچنین البته تشکيلات فراماسونري می باشد.

در بررسي تاريخ و همچنین عملکرد فرقه بهائي، يکي از ابعاد پیشامد جدید، پيوند عميق سران اين فرقه می باشد با لابي‎‎هاي قدرتمند مالي در جهان و همچنین نقش سران اين فرقه در تاريخ معاصر ايران به‎عنوان يک شبکه گسترده مالي از قسمتهای آخر قاجاريه تا امروز. منظورم فعاليت بهائيان معمولي در قسمت و بخش‎‎هاي متنوع و گوناگون و مختلف اقتصادي مثلا صنعت و همچنین تجارت عينک در ايران ـ که معمولا عنوان مي‎می شود ـ نيست بلکه منظورم نقش سران اين فرقه در دلالي‎‎هاي پهناور و بزرگ بين‎المللي مرتبط با ايران به‎ويژه در حوزه نفت و همچنین گاز می باشد که دخل و درآمد‎هاي کلاني براي آن هم‎‎ها داشته می باشد.
منبع:هفته نامه پنجره

 

بهائیان از عمد جای مذهب و همچنین دین را در پرسش نامه کنکور خالی می گذارند در تاریخ ۲۱ May 2016 | 4:47 pm نشر یافته شده شده می باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سوپروب close
خرید بک لینک