Tuesday , 23 January 2018 / سه شنبه , ۳ بهمن ۱۳۹۶
آخرین اخبار

ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با یک شهید در "ایستاده در غبار"

ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با یک شهید در "ایستاده در غبار"

n00482795 b ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با یک شهید در "ایستاده در غبار"

به به گفته جهان به نقل از فارس، فیلم دیدنی و جذاب سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان که توانسته بود جایزه بهترین فیلم دیدنی و جذاب سی‌وچهارمین جشنواره فجر را گرفتن کند، از اول اردیبهشت‌ماه اکران خواهد شد.

در آن فیلم دیدنی و جذاب سینمایی تمامی صحنه‌ها بازسازی شده‌اند که در میان آن هم‌ها، بعضی از خاطرات تاریخی دفاع مقدس نیز روایت می‌می شود.

در یکی از سکانس‌های «ایستاده در غبار»، ماجرای جذاب و جالب دعوای بین حاج احمد متوسلیان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و همچنین آله و همچنین سلم) و همچنین سردار شهید محسن وزوایی روایت می‌می شود که پای سردار شهید مدافع حرم، حسین همدانی نیز به میان کشیده می‌می شود.

ولی باید توجه داشت ماجرای آن سکانس چیست؟

حاج احمد نسبت به آموزش دقیق بسیجیان، حساسیت فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌داد و همچنین همین دلیل، گردان حبیب‌ بن مظاهر به فرماندهی محسن وزوایی که دو ساعت زودتر محل آموزش را ترک کرده بودند توبیخ کرد. نیروهای آن گردان نتوانستند خیز پنج ثانیه‌ای که حاج احمد دستور داده بود را انجام دهند و همچنین هر کسی یک طرفی افتاد.

متوسلیان که ناخوش و غمگین شده بود، به فرمانده گردان یعنی محسن وزوایی فرمان خیز پنج ثانیه‌ای داد که او به سختی آزرده خاطر شد و همچنین تمرد کرد.

 

آن هم زمان سردار شهید حاج حسین همدانی که از مسئولان ارشد شناسایی محور عملیاتی بِلِتا ماجرا را اینگونه شرح می‌دهد:

«به هزار مصیبت و همچنین خواهش و همچنین تمنّا، اول از همه احمد را تا پای تویوتا بردم و همچنین واداشتم برگردد به دوکوهه. بعد هم رفتم سر وقت وزوایی. با من بمیرم و همچنین تو بمیری او را بردم داخل سنگر و همچنین نشاندم.

وزوایی خیلی حال بدی داشت. در سکوت و همچنین با نارضایتی به حرف‌هایم گوش داد و همچنین دست آخر در حالی که از غیظ صدایش می‌لرزید، گفت: نه برادر، آن حرف‌ها هیچ چیزی را جبران نمی‌کند. من با آن بچه‌ها به نیت و اراده جنگ با دشمن به خوزستان آمدم. آن برادر ما در صورتی که اخلاق‌اش تند می باشد، مشکل خود اوست. همین‌قدر گفته باشم دیگر با آن تیپ کاری ندارم. بچه‌ها را برمی‌گردانم دوکوهه، یک همین امشب را آنجا مهمان تو هستیم و همچنین صبح زود، می‌رویم سمت غرب. جبهه که تنها و فقط خوزستان نیست!

سریع سوار خودرو شدم و همچنین تخت گاز رفتم سمت دوکوهه… از پل دوکوهه رفتم سمت ستاد تیپ. آنجا، محمود شهبازی مرا دید و همچنین ماجرا را برایش تعریف کردم.»

نهایتا محمود شهبازی (جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله (صلی‌الله علیه و همچنین آله و همچنین سلم)) وظیفه آرام‌کردن محسن وزوایی را به دست گرفت و همچنین حسین همدانی هم وظیفه آرام کردن احمد متوسلیان.

سردار شهید همدانی ادامه ماجرا را اینگونه تعریف می‌کند:

«احمد را داخل اتاقی کشاندم و همچنین شروع کردم به صحبت. اول که خیلی گرد و همچنین خاک می‌کرد. می‌گفت: من با آدم بی‌نظم میانه‌ای ندارم. تو هم خواهش می‌کنم دخالت نکن!… نیم ساعت که برایش صحبت کردم، همین آدم، پاک از آن رو به آن هم رو شده بود. حرف‌هایم را که تمام کردم، با یک نگرانی عجیبی از من پرسید: یعنی راستی، راستی آقا محسن از من رنجیده؟ یعنی می‌خواهد برود غرب؟! گفتم: بله. گفت: آخر مگر من چه کارش کردم؟ گفتم: هیچی، تنها و فقط جلوی ۴۰۰ فرد یا شخص نیروهایش، او را له کردی برادر احمد. سرش را پایین انداخت و همچنین یک لحظه هیچی نگفت. آمدم بلند شوم که دستم را گرفت و همچنین خیلی مظلوم گفت: برادر همدانی، به خداوند تبارک و تعالی دست خودم نیست. دلم می‌سوزد جهت آن بچه‌‌ها که امانت‌اند دست من. محسن نباید جهت آموزش اینها کوتاهی می‌کرد.

خودم را زدم به آن هم راه و همچنین گفتم: نه! مثل آنکه هنوز هم داری حرف خودت را می‌زنی. آن‌بار مچ دستم را قرص‌تر گرفت و همچنین گفت: تو رو خداوند تبارک و تعالی به من بگو بایستی و حتما چه کار کنم؟ هر کاری که بگویی می‌کنم که آقا محسن بماند. والله من او را قدر برادرم دوست دارم. صدایش می‌لرزید و همچنین چشم‌هایش به اشک نشسته بود.

از ستاد تیپ که بیرون آمدم، شهبازی را دیدم که با موتور دارد نزدیک می‌می شود. از فحوای حرف‌هایش فهمیدم در تمام آن هم لحظات، او هم داشته در ساختمان گردان حبیب، وزوایی را مجاب می‌کرده. دست آخر قرار شد صبح روز بعد، در محل سوله‌ نمازخانه‌ موقتی تیپ، وزوایی و همچنین بچه‌های گردان حبیب تجمع کنند و همچنین از آن طرف هم، احمد به اتفاق همت و همچنین من، بیاییم آنجا و همچنین خلاصه به نحو معقولی بحث و داستان را فیصله بدهیم».

عباس برقی یکی دیگر از همرزمان حاج احمد متوسلیان در ادامه به ماجرای توضیح دادن حاج احمد متوسلیان جهت سخت‌گیری‌اش نسبت به آموزش نیروها در آن هم صبحگاه و همچنین خطاب به نیروهای محسن وزوایی اشاره می‌کند و همچنین در بخشی از سخنانش می‌گوید: «برادرهای عزیز من! در صورتی که قطره خونی از بینی یکی از تو به زمین بریزد، آن روش نیست که من حالا صرفاً بایستی و حتما جواب پدر و همچنین مادر و همچنین خانواده‌های تو را بدهم… نه! والله بایستی و حتما جواب خداوند تبارک و تعالی را هم بدهم که چرا تو نتوانستید وظایف نظامی خودتان را درست انجام دهید که همین یک قطره خون از بینی یکی از برادرها به زمین ریخته؛ تا چه رسد به آنکه شب حمله جلو بروید و همچنین کار بلد نباشید و همچنین به همین دلیل شهید بشوید! برخورد من با فرمانده تو، نه به دلیل ناوارد بودن ایشان به مسائل بدیهی نظامی، بلکه دقیقاً به آن علت می باشد که فرمانده محترم تو بایستی و حتما در امر آموزش و همچنین ارائه دانش جنگی خودش به تو، از من اکثرا و بیشتر احساس مسئولیت داشته باشد.

 

13950116000174 PhotoL ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با یک شهید در "ایستاده در غبار"

حرف‌های منطقی و همچنین بی‌تکلف حاج‌احمد چنان تأثیری داشت که بچه‌ها بی‌اختیار گریه می‌کردند. هنگام و زمانی که حرف‌های حاجی به آخر رسید، از وجنات و همچنین چهره‌های متأثر برادر وزوایی و همچنین بچه‌های گردان پیدا بود که فهمیده‌اند منظور حاج‌احمد از آن هم شدت عمل ظاهری، صرفاً جلب رضای خداوند تبارک و تعالی، عمل به تکلیف و همچنین آمادگی رزمی هر چه بهتر بچه‌ها بوده.

حاج‌احمد در پایان سخنانش جلو رفت، برادر وزوایی را محکم و همچنین به گرمی در آغوش گرفت، صورتش را بوسید و همچنین به او گفت: آقا محسن، تو و همچنین برادران آن گردان، امیدهای اسلام هستید. اسلام به امثال تو افتخار می‌کند.

وزوایی هم درحالی که از آن همه فروتنی و همچنین برخورد صمیمی حاج‌احمد به شدت متأثر شده بود، گفت: حاج‌آقا، ما تابعیم و همچنین تحت امر تو.» (به نقل از کتاب هاله‌ای در غبار – نوشته گلعلی بابایی)

بر اساس آن به گفته، «ایستاده در غبار» با نامزد شدن در ۱۰ رشته و همچنین گرفتن چهار سیمرغ بلورین شامل سیمرغ بهترین فیلم دیدنی و جذاب، یکی از پرافتخارترین فیلم دیدنی و جذاب‌های جشنواره سی و همچنین چهارم بود که دیدن کردن و نمایش آن هم، ستایش بسیاری از اهالی سینما را به دنبال داشت.

آن فیلم دیدنی و جذاب سینمایی از اول اردیبهشت‌ماه در سینماهای سراسر کشور اکران می‌می شود و همچنین کانال تلگرامی رسمی آن هم از آدرس http://telegram.me/istadedarghobar در دسترس عموم علاقمندان می باشد.

ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با یک شهید در "ایستاده در غبار" در تاریخ ۴ April 2016 | 1:35 pm نشر یافته شده شده می باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

سوپروب close
خرید بک لینک